'مُلفِ گَند' مستندی كه برای سازنده‌اش خوش یمن بود

1391/04/07 - 17:12

تهران - واقع‌‌گرایی و نزدیك سازی مستند و آثار هنری به عینیت بخشی واقعی، نه تنها در دوره اوج گرفتن رئالیسم بلكه همواره یكی از مهم‌ترین دغدغه‌های فیلمسازی در طول تاریخ سینمای مستند بوده است.

به گزارش خبرنگار فرهنگی ایرنا، بسیاری فاصله گرفتن از ساختگی بودن را غایت سینمای مستند می دانند و معتقدند وظیفه كارگردان این است تا همه چیز را در نسبت مستقیم با واقعیت به تصویر بكشد.

و البته عده‌ای نیز كه طرفدار سینمای داستانی مستند بودند، با این گروه به رقابت پرداختند و بر طبل نگاه هنری و روایی به اثر مستند كوبیدند.

اما حقیقت این است كه مخاطب سینمای مستند بدون هیچ كدام از این پیش داوری‌ها نگاه خود را به صفحه نمایش معطوف كرده است و بهترین را با دید و باورشخصی خودش و به دور از انواع نظریه‌پردازی ها انتخاب می‌كند.

در میان آثار متعددی كه مستندسازان وطنی ساخته و بر پرده سینما یا قاب تلویزیون برده‌اند، مستندهای بسیاری هستند كه با این رویكرد توانسته‌اند نظر مخاطبان را در سیما و سینما به خود جلب كنند.

 

مستند 'ملف‌ گند' یكی از این مستندها است كه تاكنون بارها از شبكه‌های سیما پخش شده و جوایز متعددی را نیز در جشنواره‌ها دریافت كرده است.

'مُلفِ گَند' در زبان شوشتری یعنی نفوس بد زدن اما در روایت محمود رحمانی برای سینمای مستند ایران خوش یمن بود؛ چه وقتی كه در جشنواره‌های مختلف جوایز متعددی را دریافت می كرد و باعث شد تا 'پیتر لوم' كارگردان سرشناس كانادایی به فیلمساز ایرانی به خاطر روایت و سبك جدیدش حسادت كند و چه زمانی كه مخاطبان شبكه مستند خواهان پخش مكرر این مستند بودند.

 

اینكه یك مستند بتواند سطوح مختلف سلیقه ها را به خودش جلب كند كار آسانی نیست، اما 'محمود رحمانی' موفق به این كار شد؛ آن هم درست با كمترین امكانات در دوران مستندهای هزینه ساز.

'ملف گند' را خیلی ها به عنوان بلندترین پلان سینمای ایران می شناسند؛ تمام 53 دقیقه فیلم در یك پلان ضبط شده است و بدون كوچكترین مونتاژی به مخاطب ارایه می‌شود.

قصه این داستان نیز ساده است و به بازگویی خاطرات مردی به نام محمد از روزهای آغازین جنگ و بمباران شهرها می‌پردازد؛ قصه‌ای ساده اما آشنا برای بیشتر كودكان قرن ما.

'محمد' جلوی دوربین می نشیند و با یك پرسش ساده خاطراتش را بیان می كند. اما شیوه بیان او خاص است. نوع روایت او با كمك تمام ابزارهای پیرامون و شبیه انسانی متاثر است. خودكارهای روی میز موشك می‌شوند و در كنار حركات پر از كُنش محمد، نقابی را از صورت مردانه او بر می‌دارند و كودك وحشت زده درونش را در پس خاطرات موشك باران آشكار می‌كنند.

خیلی‌ها معتقدند محض بودن در فیلم مستند یعنی عدم وام‌گیری از هر آنچه خارج از حیطه‌ واقعیت است. البته نمی‌توان به بهانه‌ واقع گرایی منكر اهمیت عناصر سینمایی همچون تدوین و میزانسن و طراحی شد و باید تدبیری اندیشید تا عناصر واقعی در تصویر سینمایی، زیبا و دیدنی باشند یا با انتخاب درست كادر و یا با جابه‌جایی مختصر عناصر به‌گونه‌ای كه دستكاری به حساب نیاید و قابل استناد باشد.

'محمود رحمانی' نیز البته زیبایی‌اش را در انتخاب درست و هوشمندانه سوژه اش قرار داده است و با زیركی همزمان، قصه اش را می سازد. اوج كار درست در نقطه‌ای است كه سوژه با تكرار خاطرات عصبی شده و فریاد می‌زند كه دیگر نمی‌خواهد ادامه دهد و باید تصویربرداری تمام شود.

هنرمندی و هوشمندی فیلمساز در این نقطه بروز می كند زیرا رحمانی اثرش را فدا نمی كند بلكه دوربین را روی زمین گذاشته اما خاموش نمی‌كند؛ دوربین روشن است و مخاطب صدای مناظره را می شنود و اینجاست كه ظرف و مظروف یكی می شوند.

تصویری از بی‌دفاعی مردمی كه از بمباران خانه‌شان روایت می‌شود در چهره فیلمساز و دوربین هم نقش می بندد. حال فیلم و عاقبتش نیز در معرض نابودی هستند، اما مقاومت پنهان فیلمساز اثر را نجات می بخشد. روزی كه 'ملف گند' جایزه ویژه هیات داوران جشنواره نورنبرگ را كسب كرد، داوران علت اهدای این جایزه را 'به خاطر تفاوت در به تصویر كشیدن آدم‌های جنگ به گونه‌ای بسیار متفاوت' نامیدند.

قصه جنگ قصه‌ای تكراری است. واقع‌گرایی در آن گاه با احساسات می آمیزد و چهره حقیقی‌اش در شعارزدگی گم می شود اما 'ملف گند' با تمام واقع‌گرایی اش، با تمام مستند محض بودنش و حتی با تمام احساسش یك فیلم حقیقی است كه تمام مخاطبان را حتی با شعار درونش 'این كه جنگ بد است و دردناكی‌اش تا همیشه همراه كودكان هر سرزمین است' آن هم بدون نشان دادن صحنه ای جنگی ، همراه می‌كند.

همانگونه كه اشاره شد، وظیفه مستندساز این است تا همه چیز را در رابطه مستقیم با واقعیت و با ابزار زیبایی شناسی به تصویر بكشد. محمود رحمانی نیز با ابزار زیبای روایی اش یكی از واقعیت ها را نشان می‌دهد و برای همین است كه 'ملف گند' یك فیلم موفق است چه در نگاه جشنواره های مختلف در نقاط مختلف و فرهنگ های متفاوت جهان و چه در نگاه هوشمند مخاطب ایرانی.

منبع:ایرنا